تاریخچه مطالعات منظومه شمسی : در گذشته
قدما پنج سیاره قابل دید با چشم غیر مسلح را شناخته بودند . این پنج سیاره نسبت به کواکبی که ثابت بنظر می رسید ، حالت سرگردانی داشتند ، به همین دلیل آنها را "سیاره" نامیدند
در تمدن های مختلف ، نام این سیارات از نام خدایانی که باور داشتند، گرفته شده است.و نام امروزی آنها
در زبان انگلیسی از نام خدایان رومی گرفته شده است. دانشمندان قدیم توانسته بودند بخشی از مسائل علمی مرتبط با منظومه شمسی
را کشف کنند. از جمله عبور ظاهری ستارگان به سمت غرب عبور ماهیانه ماه از درون تعداد خاصی از ستارگان و حرکت سالیانه خورشید از مسیری در درون بعضی از صور فلکی و .ستارگان ، که همه آنها در سنجش زمان استفاده می شد. نظام ظاهری عبور سیارات ، اولین ایده های مکانیک سماوی را به دانشمندان چینی و بابلی و یونانی داد
از بطلمیوس تا کپرنیک
کلادیوس بطلمیوس منجم ساکن اسکندریه در کتاب مجسطی ، که در حدود 150 سال پس از میلاد مسیح نوشته شده است.اطلاعات موجود درآن زمان را خلاصه می کند.اوشرحی درباره نور و حرکات خورشید ، ماه، سیارات و کره سماوی داده و آنها را مجموعاً به عنوان یک منظومه با مرکزیت زمین می دانست. سیستم زمین مرکزی ، نزدیک به 14 قرن درجهان غرب پذیرفته شده بود و نظر منجمان قدیم یونان و سایر کشورها ، مبنی بر این که خورشید درمرکز قرار دارد و زمین و سایر سیارات به دور آن می چرخند ، تا قرن 16 پذرفته نشده بود.در سال 1543 میلادی کشیش و منجم لهستانی نیکلا کپرنیک در شرایط سخت تفتیش عقاید آن زمان ، این نظریه را منتشر کرد که " زمین همراه با پنج سیاره دیگر همه به دور خورشید می چرخند". نظریه خورشید مرکزی را ، در فاصله سال های 1600 تا 1700 میلادی ، چند تن دیگر از علما از جله یوهانس کپلر ، گالیلئو گالیله و اسحاق نیوتن ثابت کردند. گالیله .درسال1610 با تلسکوپ کوچک خود مشاهده کرده که چهار قمر مشتری به دور آن در چرخش اند. در نتیجه این نظریه را ابراز کرد که اجرام کوچک تر به دور کرات بزرگ تر می چرخند
درسال 1605 کپلر مدار چرخش سیرات را برای اولین بار در پراگ با کمک مطالعات پیشین تیکو براهه محاسبه کرد. او توانست مدت چرخش مریخ به دور خورشید را 686 روز تعیین کند. وی گفت که مدار چرخش مریخ به دور خورشید تقریباً دایره ای شکل است و با مطالعات بیشتر روی مدار چرخش زمین به این نکته پی برد که مدار چرخش ، بیضی نزدیک به دایره است و خورشید در یکی از کانون های بیضی قرار گرفته است. کپلر توانست تفاوت سرعت مداری سیارات را در زمانی که به خورشید نزدیک ترند ، سریع تر و هنگامی که دور می شوند، کندتر ، .یافته و نیز رابطه ی فاصله و مدت چرخش را پیدا کند. به این ترتیب ، گالیله ، نیوتن و سپس سایر علما ، بنیاد های علمی در این زمینه را بنا کرد
منشا منظومه شمسی
یکی از پرسش هایی که پیوسته ذهن بشر را به خود مشغول داشته این است که منظومه شمسی از نظرعلمی چگونه شکل گرفته است ؟ دراین باره اظهار نظرهای گوناگونی شده است که به طور خلاصه به شرح چند مورد آن می پردازیم
نظریه سحابی
قدیمی ترین نظریه دراین خصوص به سال 1755 در اروپا بر می گردد که فیلسوف آلمانی امانوئل کانت و پس از او ریاضی دان فرانسوی پیرسیمون لاپلاس درسال 1796 فرضیه سحابی را مطرح کردند. این فرضیه منشا منظومه شمسی را "ابر" یا "سحابی" اولیه ای می داند که تحت تاثیر "جاذبه گرانشی" قرار گرفته و درنتیجه در مرکز این ابر یا سحابی ، خورشید و به وجود .آمده و در اطراف آن سیارات شکل گرفته اند
این فرضیه بیش از 100 سال ، یعنی تا آخر قرن نوزدهم قابل قبول برای عامه بود ، ولی نتوانست علت پیدایش 99,9 % جرم منظومه شمسی درخورشید و فقط3درصد از گشتاور زاویه ای را دراین ستاره بیان کند ، بنابراین مورد تجدید نظر قرار گرفت.
نظریه چامبرلین _ مولتن
در حدود سال 1900 ،زمین شناس آمریکایی ، تی . سی . چامبرلین به همراه منجمی به نام لف. آؤ . مولتن ، نظریه دیگری را ارئه دادند . آنها اظهار داشتند منظومه شمسی هنگامی بوجود آمده که ستاره دیگری از نزدیکی خورشید عبور کرده و در این رو در رویی مواد درون خورشید بر اثر عمل " کشنده " به بیرون کشیده شده و این گاز داغ بر اثر متراکم شدن به شبه سیاراتی مانند سیارک ها تبدیل شده و این خرده سیاره ها بر اثر نیروی جاذبه متقابل به سوی هم کشیده شده و سیارات را پدید آورده اند.
دانشمندان دیگر ، از جمله عالم انگلیسی جیمز جینز کوشیدند نظریه های دیگری ثابت کنند ، اما پس از چندی این موضوع روشن شد که موادی به فرض از درون خورشید براثر نیروی ستاره اای عبوری بیرون کشیده شده باشند ، گشتاور زاویه ای نداشته است تا بتواند به صورت سیاره یا سیارک درمدار بماند.
درسال 1934 اچ.ان.راسل که فیزیکدان فضایی بود اظهار داشت سیارات جمعاً 0,1 درصد جرم منظومه شمسی را دارند درحالی که گشتاور زاویه ای آنها 98 % است. درهمین دوران ، منجمان علائمی را مشاهده کردند که سبب پذیرش این مطلب شد که کلیه ستارگان ، از جمله خورشید ، از انقباض ابرهای بین ستاره ای بوجود آمده است. این موضوع سبب شد که دوباره به نظریه کانت و لاپلاس توجه شود.


